عيد ميلاد تو

 <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

دوباره عيد است و ياد تو ديوانه می‌كند مرا

كه پرگشودن به هوای تو بی‌خانه می‌كند مرا

نه شعر لايق توست نه ابزار چون قلم

حضور سبز تو مفروش كاشانه می‌كند مرا

نه می‌شود تو را سرود كه تو هزار عاشقی

به شوق تو نه فرهاد كه پروانه می‌كند مرا

مرا كه بال نيست حقيرانه زنده ام

همين بس دمت اسير ميخانه می‌كند مرا

شمع و شب و چراغ همه بهانه است

كه نور تو آشناي بيگانه می‌كند مرا

اگر بيايی هر‌گز نمی‌روم سراغ عشق

كه ياد تو مجنون و مستانه می‌كند مرا

دگر نيازی نيست به حاذق و طبيب

كه نام تو مردود هر بهانه می‌كند مرا

و باشد اگر هنوز اميد را قرار انتظار

كه انتظار تو مهدی غرق پيمانه می‌كند مرا

 

امير غلامی كلكو

رشتهمکانيک

 

/ 1 نظر / 23 بازدید
الناز

سلام شعرتون خیلی قشنگ بود خیلی خیلییییییییییییی