کعبه‌ی دل‌ها

باز هم روزت فرارسيد و من منتظر آمدنت هستم . چشمانم به راهت دوخته شد ای كعبه‌ی دل‌ها‌! افسوس كه آن قدر عصيان‌كاريم كه از انتظارت غافليم . اسب‌های زمان همچنان ‌می‌تازد چونان گردوغباري كه هيچ سواری توان رسيدن به آن را ندارد. حال وقت تنگ است و من بندهی گناهكار ، منتظر توفيقی براي انتظارت هستم چرا كه حتی انتظار هم توفيق می‌خواهد. تا كی صبر كنم ؟ تا كی چشمانم يتيم ديدنت خواهد‌ماند ؛ صبرمان لبريز شد و تو نيامدی. همه‌ی كائنات منتظرت هستند. پس من حقير چرا انتظار زيبايت را نكشم . تو از چشمانمان غايبی اما در دل‌هامان هميشه حاضری . كليدهای غيب تو نزد خداست و حراست از آنها برای ما واجب است  . <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بياييد نگذاريم اين انتظار كهن فرجام تلخ برای ما داشته باشد و اين احساسات پاك و خالص در گورستان تاريخ مدفون شوند و از راه عشق باز مانيم كه چه بسا عشق به انتظار تو ، با بهشت برابر است و موهبتی است كه از سوی حق به بنده عطا شده و ما وارثان اين انتظار مقدسيم.

 ليلا محمد حسن زاده

دانشجوی  شيمی کاربردی

 

/ 0 نظر / 7 بازدید