شميم مهر

 

شميم عطر دل انگيز تو چه بوييدني است مهدي جان هنگامي كه در محراب عبادت ايستاده ايي. چقدر زيباست با تو بودن ! و چقدر دل انگيز است با تو و همراه تو مناجات نمودن!<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

بگو كه خواهي آمد وبت هاي اين زمانه را خواهي شكست.

بگو كه مي آيي و ناپاكي ها را كنار مي زني.

تو كجايي ؟ از كجا بجويمت ؟ حق با توست. تو آنقدر پاكي كه از ما جدا افتاده اي. تو از ما دور نيستي بلكه ما از تو دوريم . تو را درك نكرده ايم.

مهدي جان ! بيا كه همه ي اندوه ها با آمدنت به شادي مبدل مي شود.

مهدي جان ! بيا كه وجودمان با تو بودن را حس كند.

مهدي جان ! دلم از اين دنيا گرفته . از اين دنيايي كه دست و پايم را بسته و در خود زنداني كرده . بيا و آزادم كن . بيا و كمكم كن مهدي جان !.

اي رهبرم ! اي امام و اي مقتدايم تو كه فرزند پاكترين پاكاني تو كه از نسل خوباني ! اي مرد خدايي ! اي عزيز ! جانم به فدايت . جانم به قربان نگاه مهربانت مهدي جان ! آن قدر مهدي مهدي مي گويم و از مهدي مهدي گفتنم دست بر نمي دارم تا بيايي . بيايي و به فريادمان برسي .

آخر به كه بگويم كه من هم امام عصري دارم كه از نظرهاي ظاهري ما پنهان است .

آخر به كه بگويم كه چشم هاي من لياقت ندارد صورت مباركتان را ببيند.

پس به خودت مي گويم به خودت اي فرزند زهرا !

از تو مي خواهم كه بيايي و ما را ، من و تمام انسان ها را ، از زندان تن رهايي بخشي . زنجيرهايي را كه به وجودمان بسته ايم باز كني و ما را رهايي بخشي.

تو را شفيع خود قرار مي دهم در نزد پروردگارمان مهدي جان. در هر جايي كه با تو صحبت كنم آن جا را درگاهت مي پندارم.

آخر من چه كنم كه چشمانم لياقت ديدن تو را را ندارد. اين لياقت را نصيب ما اسيران بكن مهدي جان !

يا اباصالح المهدي ادركنی

 

فاطمه بهروز رازليقي

دانشجوي رشته مديريت صنعتي

/ 1 نظر / 9 بازدید
rahaa

elaahi aamiin...........